خبرنگاران کرونا و جوانان؛ توقفی در سبک زندگی مصرفی و تداوم شهروندی دیجیتال

به گزارش پیکوشو، تهران- خبرنگاران- همه گیری ویروس کرونا، تاثیراتی جدی بر سبک زندگی جوانان ایرانی برجای گذاشته است؛ تاثیراتی که می تواند پایدار باشد و آینده پیش روی جوانان ایرانی را بسیار متفاوت تر از گذشته سازد.

خبرنگاران کرونا و جوانان؛ توقفی در سبک زندگی مصرفی و تداوم شهروندی دیجیتال

در تاریخ معاصر بشر کمتر واقعه ای را می شناسیم که به اندازه کرونا بر شیوه و روال عادی زندگی انسان ها تاثیرگذار بوده و کمتر واقعه ای را می شناسیم که آثار و تبعات آن بر شیوه زندگی در جغرافیا و فرهنگ های مختلف تا این اندازه مشابه باشد. کرونا چهره و محتوای زندگی ما را با تغییرات اساسی روبرو ساخته است. نگاه و تجربه زندگی امروز بسیاری از ما تفاوت های آشکاری را با طریق رفتار و زندگیمان پیش از همه گیری نشان می دهد.

در تحلیل آثار این پاندمی بر سبک های زندگی، احتمالا عمیق ترین تاثیرات را باید در میان گروه جوانان جستجو کرد.

در تحلیل آثار این پاندمی بر سبک های زندگی، احتمالا عمیق ترین تاثیرات را باید در میان گروه جوانان جستجو کرد. آسیب پذیری بیشتر آن ها در بازار کار، پویایی و تحرک جغرافیایی بیشتر این گروه، پیوند بیشتر سبک های زندگی آن ها با فعالیت های فراغتی و جسمانی (ورزشی) فعالیت و اشتغال بیشتر در حوزه عمومی بواسطه تحصیل، سرگرمی و فراغت و کار، عملا در این گروه سنی بیشتر قابل انتظار است و از این رو آنالیز و تامل در کم و کیف این تغییرات در ایفای نقش و واکنش ها و پیغامدهای آن در هویت یابی جوانان اهمیت بیشتری می یابد. در ادامه بحث به بعضی از این آثار به اختصار خواهم پرداخت.

شاید مهم ترین نتیجه از همه گیری کرونا را بتوان تجربه بیکاری و از دست رفتن کامل یا نسبی استقلال مالی جوانان شاغلی دانست که در وضع موجود کار خود را از دست داده و یا با حجم و درآمد کمتر آن را ادامه می دهند. این تجربه به خصوص برای آن دسته از جوانان که فاقد مهارت، تحصیلات و آموزش کافی هستند عمیق تر است. تعطیلی مراکز خرید، رستوران ها، مراکز ورزشی و بسیاری از فعالیت های خدماتی طیف وسیعی از جوانانی که عموما با درآمد اندک به کار اشتغال داشتند را از ایفای نقش شغلی محروم ساخته است و به تناسب آن به کیفیت زندگی آن ها آسیب های جدی وارد نموده است. علی رغم رونق یافتن بعضی خدمات و فعالیت های شغلی مجازی، این راستا تنها برای اقلیتی از جوانان با سرمایه فرهنگی بیشتر فراوری فرصت نموده است و طیف غالب دیگر را با چالش های معیشتی، هویتی و سبک زندگی روبرو ساخته است. با ملاحظه وابستگی سبک زندگی با استقلال مالی و فرصت های مصرف، می توان به روشنی ناتوانی بیشتر جوانان در انتخاب و یا تداوم شیوه زندگی مورد علاقه خویش را نتیجه گرفت.

همه گیری کرونا اینترنت را با فاصله به مهم ترین مرجع هویتی جوانان و دیگر گروه ها (البته با کمی فاصله) بدل ساخته است.

در سطحی دیگر، همه گیری کرونا اینترنت را با فاصله به مهم ترین مرجع هویتی جوانان و دیگر گروه ها (البته با کمی فاصله) بدل ساخته است. اینترنت و فضای مجازی اینک بیشترین بار انتقال و مبادله فرهنگ عامه پسند را بر دوش دارد. قرنطینه اجتماعی عملا زمینه اتکای بیش از پیش به فضای مجازی را فراهم ساخته است. برای فراغت، سرگرمی، برطرف کنجکاوی های مجاز و غیرمجاز، جستجوی خبر و اطلاعات، مبادله پیغام و تماس و ارتباط اجتماعی با یکدیگر و با انگیزه های مختلف، انجام فعالیت های شغلی و خدماتی، جستجوی منابع علمی و دریافت آموزش جوانان وابستگی فزاینده ای به شبکه ها پیدا نموده اند. پاندمی اهمیت، کارایی و وابستگی جوانان به فضای مجازی را به وضوح نشان داد.

محمد سعید ذکایی: غلبه سبک زندگی خانوادگی تجربه گریزناپذیر همه گیری کرونا برای بسیاری از جوانان بود

غلبه سبک زندگی خانوادگی تجربه گریزناپذیر دیگر این واقعه برای بسیاری از جوانان بود. تعطیلی مدارس و دانشگاه ها، توقف و یا محدود شدن بسیاری از فعالیت های حوزه عمومی در عمل روبروه و ارتباط جوانان با اعضای دیگر خانواده را تقویت کرد و موقعیتی جدیدی برای آن ها فراهم ساخت. خانگی شدن بیشتر با انتقال فعالیت های فراغتی به داخل فضای منزل همراه بوده است. گسترش زمان خانوادگی و تغییر در چرخه زمان خانوادگی و نیز زمان فردی اعضای آن فرصتی ناگزیر برای با هم بودن و در مواردی تدارک سرگرمی داخل منزل فراهم ساخت. اگر چه صورت غالب سرگرمی های خانوادگی برای همه اعضا اتکا به رسانه ها و در خصوص جوانان به ویژه فضای مجازی است، با این حال نمونه هایی از کوشش و ابتکار جوانان برای درگیر کردن دیگر اعضای در بعضی سرگرمی های خانه محور غیررسانه ای نیز به چشم می خورد. بعضی به پخت نان و شیرینی و یا مشارکت بیشتر در طبخ غذا پرداختند، بعضی در تعمیرات و فعالیت های خانه سهم بیشتری عهده دریافتد و بعضی نیز نیز راه هایی را برای سرگرم ساختن جمعی اعضای خانواده در فعالیتی مشترک یافتند. به موازات این تغییرات، فراغت های بیرون از منزل با محدودیت های زیادی همراه شد. تعطیلی بسیاری از مراکز تفریحی مورد اقبال جوانان در عمل مشارکت جوانان در فضاهای فراغتی شهر (پاساژها، مراکز خرید، مراکز بازی و تفریح، رستوران ها و مانند آن) را با محدودیت زیادی روبرو ساخت. حتی ماشین گردی که به طور سنتی برای جوانان طبقات بالاتر و تا حدودی جوانان کمتر مرفه، صورتی برای پر کردن زمان زندگی و هویت یابی در کنار دوستان و آشنایان بود، بسیار محدود شد.

اما در وجهی مهم تر، تغییرات سبک زندگی بسیاری از جوانان مرتبط با نگاه به زمان آزاد و درک از زمان است. به طور سنتی فراغت صورتی برای پر کردن زمان آزاد و بدون تعهد افراد به شمار رفته است. وقت آزاد به مثابه کالایی کمیاب که افراد محق به داشتن سهمی از آن به واسطه نیازهای انسانی خود و نیز به واسطه پاداشی برای کار و کوشش روزمره (هفتگی) خود بوده اند، نگاه و ارزش خاصی به آن بخشیده است. در شرایط عادی فراغت و وقت آزاد (عموما گسترده) جوانان پاداشی برای فعالیت های غیر فراغتی و نوعی فاصله گیری نمادین و اجتماعی از دیگر فعالیت های آن ها (کار، تحصیل و تعاملات خانوادگی) به شمار آمده است. در شرایط همه گیری یا تعطیلی بسیاری از فعالیت ها و خانه نشین شدن اجباری بسیاری از جوانان، وقت آزاد از ماهیت کمیاب خود خارج شد و مرز بندی روانی، اجتماعی و نمادین متفاوتی به خود گرفت. در شرایطی که بسیاری از میدان های ارایه دهنده خدمات سرگرمی تعطیل شدند و مجال فعالیت نداشتند، شاید برای اولین بار بسیاری از جوانان در اندیشه یافتن راه های بدیلی برای سرگرم شدن بودند که پیوندی با مصرف و قالب هایی راهنمایی کننده تفریحات و خدمات پولی نداشتند. وقتی کافی شاپ، مراکز ورزشی خصوصی، سفرها و تورهای گردشگری، رستوران ها، سالن های زیبایی و بسیاری مراکز دیگر تعطیل باشند در آن صورت یافتن راه های جایگزین اولویت می یابد و حتی برای بعضی تشکیک در آنچه عادت آشنای فراغتی بوده به بازاندیشی و انتخاب نظم جدیدی در زندگی روزمره می انجامد. به نظر می رسد انتخاب های فراغتی اصیل تر و یا فعالانه تر و کمتر مصرفی نتیجه این بازاندیشی برای بعضی جوانان طبقه متوسط و با برخورداری بیشتر از سرمایه فرهنگی باشد. در این فضا پرداختن به کارهایی که پیش از این اولویت خود را در برابر جاذبه های سرگرمی خواهی و زود بازده از دست داده بودند (مانند مطالعه، کارهای هنری، مصاحبه و معاشرت (مجازی یا حضوری) با دوستان فراموش شده، رونق بیشتری یافتند و خود اسبابی برای نگاه و درک جدیدی از فراغت و سرگرمی فراهم ساختند.

کرونا توقفی در راستا سبک های زندگی مصرفی ملهم از اقتصاد و فرهنگ سرمایه داری ایجاد کرد و فرهنگ عامه پسند جوانی را با واقعیات و شرایط تازه ای روبرو ساخت.

تصویر فشرده ای که از آثار کرونا بر سبک های زندگی جوانان ارایه شد به خوبی گویای آسیب پذیری و وابستگی سبک ها به تحولات ساختاری است. معمولا هنگامی که از ساختارهای تاثیر گذار اجتماعی سخن به میان می آید، شرایط مالی و نظم نهادین و بورکراتیک تداعی می شود. با این همه در تحولی غافل گیر کننده این بار ویروسی کوچک آهنگ و نبض این تغییرات ساختاری را رقم زد. انزوا، محدود شدگی و کاهش شدید انتخاب های مصرفی و سبک زندگی این بار با بروز همه گیری کرونا و تمهیدات سیاستی دولت ها برای مقابله با آن مربوط بود. کرونا ساختار تازه ای در مناسبات و نظم و انتخاب های فردی ایجاد کرد و با محدود ساختن انتخاب ها عملا به یکسان سازی شرایط بسیاری از گروه های اجتماعی و افول قدرت فرهنگی جوانی انجامید. کرونا توقفی در راستا سبک های زندگی مصرفی ملهم از اقتصاد و فرهنگ سرمایه داری ایجاد کرد و فرهنگ عامه پسند جوانی را با واقعیات و شرایط تازه ای روبرو ساخت.

با ملاحظات فوق بدون تردید می توان از توقفی موقت در چرخه فراوری سبک در زندگی روزمره جوانان و پویایی های خرده فرهنگ جوانان سخن گفت. کند شدن آهنگ زندگی با کرونا بیش از هر گروه دیگر، واقعیت تجارب جوانی را نیز تحت الشعاع خود قرار داد. زیستن با کرونا برای بسیاری از جوانان به معنای ماندن طولانی در فضای خانه، جابجایی اندک در فضای عمومی (شهر) و دسترسی و فراوری و مصرف کالاهای فرهنگی عامه پسند و جایگزین ساختن آن با فضای مجازی بود. تجارب فوق واقعیت تازه ای را پیش روی جوانان قرار داد که به موجب آن عاملیت خود را در معرض محدویت و تنگناهای جدیدی یافتند. کرونا واقعیت روبروه با زندگی کردن با دسترسی سخت و یا عدم دسترسی موقت به بعضی کالاها و خدمات (خرده) فرهنگی را پیش روی جوانان قرار داد و آن ها را ناگزیر ساخت تا ذائقه های مصرفی خود را به صورت موقت فراموش و یا جایگزین سازند. بدیهی است مضیقه های شکل گرفته به یکسان همه جوانان را متاثر نساخته است. در خصوص بحران کرونا نیز برخورداری ها از سرمایه های مادی و فرهنگی شرایط متفاوتی را برای جوانان رقم زد. در حالی که قرنطینه اجتماعی برای بسیاری به معنای انزوای بیشتر و ملال برآمده از وابستگی افراطی به رسانه ها و نیز سازگاری با محدودیت و مضیقه های مادی تحمیل شده بر خانواده های خویش بود، اقلیتی با فشار کمتر فرصتی برای یافتن فرصت هایی متنوع در فراغت خانگی و یا دنبال کردن جدی سبک های فراغتی مورد علاقه خویش (مطالعه، فراوری فرهنگی آماتور و مانند آن) را یافتند.

به همان سان تقابل ها و شکاف های ساختاری دیگر نیز در تجربه کرونا، موقعیت متفاوتی را پیش روی جوانان قرار داد. فشارهای بیشتر بر سبک زندگی و جستجوی عادات فراغتی و مصرفی آشکارا در خصوص زنان، ساکنان شهرهای کوچک و روستاها، و گروه های محروم و حاشیه نشین، جوانان معلول و جوانان فاقد مهارت، تخصص و سرمایه فرهنگی شدیدتر بود. در شرایط جدید بار اصلی شبکه سازی و ارتباط و معاشرت پذیری با گروه های دوستی و یا برقراری روابط و ایجاد شبکه های جدید برعهده فضای مجازی نهاده شد. با این حال واقعیت این است که معاشرت پذیری های مجازی اگر چه در سرگرم سازی و حتی هویت یابی های جوانان مفید و اثر بخش است با این حال نمی توان آن را جایگزین کاملی برای تعاملات رو در روی آن ها در موقعیت های زندگی روزمره دانست. بسیاری از معاشرت پذیری های مجازی، رفتاری برای پر کردن زمان زندگی است و ممکن است تعهد و انگیزه کافی به جوانان برای پایبند بودن به قواعد اجتماعی و اخلاقی لازم برای حفظ روابط را ندهد. دوستی های مجازی شکننده تر و سیال تر از دوستی های غیرمجازی هستند و کدها و آیین های ارتباطی راهنمایی کننده روابط در شبکه ها به سادگی ممکن است ظرفیت نمایشی ساختن، میل به تخریب و خشونت ورزی و یا بی تفاوتی و رفتار غیرمسئولانه را در میان بسیاری از کاربران این شبکه ها برانگیزاند. اقتصاد عاطفی حاکم بر شبکه ها گذشت، تسامح و همدلی را سخت تر می نماید و میل به ابرازگری های افراطی و خودنمایی به دوام و کیفیت آن آسیب می زند.

به این ترتیب دیجیتالی شدن و بصری شدن به طور روز افزونی بر ارتباطات و هویت یابی های جوانان امروز سایه افکنده اند. سبک زندگی شکل گرفته بر پایه فضای مجازی اگر چه با دستاوردهای مفیدی نیز همراه بوده است و برای مثال امکان مشارکت های حداقلی در فراوری فرهنگی و حتی ابرازگری را برای گروه های از جوانان که در شرایط دیگر به واسطه اعتماد به نفس پایین و یا محدودیت های دیگر در حاشیه بوده اند، فراهم ساخته است، با این حال در مجموع به تقویت سطحی نگری، همراهی با موج های جمعی، فردی شدن فزاینده، میل به نمایش گری و رشد فرهنگ سلبریتی انجامیده است. شاید بتوان انتظار داشت با فروکش کردن هیجان و جاذبه اولیه استفاده های نمایشی، کمتر خلاقانه و مصرفی تر در شبکه و با فراهم شدن فرصت های جایگزین برای مشارکت و فعالیت های جدی تر، واقع بینی، مسئولیت پذیری و توازن بیشتری در (خرده) فرهنگ های مجازی جوانان ظاهر شود.

وابستگی به دنیای دیجیتال برای کسب و کار، سرگرمی، دریافت خبر و اطلاعات، آهنگ خود را حتی با سرعت بیشتر حفظ خواهد نمود و مرزهای تازه ای در آنچه شهروندی دیجیتال خوانده می شود شکل خواهد گرفت.

پایان سوال بعدی که می توان طرح کرد دوام و یا موقتی بودن آثار و تحولات واقع شده در خلال این بحران است. تردیدی نیست که بعضی از این تبعات تا به امروز ذائقه و قالب های رفتاری و هویتی جوانان (همچون سایر گروه ها) را شکل داده اند. وابستگی به دنیای دیجیتال برای کسب و کار، سرگرمی، دریافت خبر و اطلاعات، آهنگ خود را حتی با سرعت بیشتر حفظ خواهد نمود و مرزهای تازه ای در آنچه شهروندی دیجیتال خوانده می شود شکل خواهد گرفت. به همان سان توجه بیشتر به مراقبت های بهداشتی الزاما آثار خود را در مراودات و انتخاب رفتارهایی چون کافه و رستوران گردی، تورهای جمعی و تفریحی و همچنین سرگرمی های مشترک، لااقل برای دوره ای نامشخص بر جای می گذارد.

تاثیرات روانی کرونا در شکل ابهام نسبت به آینده و پیش بینی ناپذیری و ناتوانی برای برنامه ریزی های میان مدت و بلندمدت نیز مدت ها برقرار خواهد بود.

تاثیرات روانی کرونا در شکل ابهام نسبت به آینده و پیش بینی ناپذیری و ناتوانی برای برنامه ریزی های میان مدت و بلندمدت نیز مدت ها برقرار خواهد بود. آسیب های وارد شده بر پیکره اقتصاد و فراوری و افزایش بیکاری و افول کیفیت زندگی هم در نتیجه تحریم ها و شرایط عمومی کشور و هم متاثر از چالش های کرونا، برای مدت ها چرخه گذار جوانان را با چالش های جدی روبرو خواهد ساخت. پیدا کردن مجدد کار و انطباق با بازار کار رقابتی، فشرده و تحریم زده در کشور به ویژه برای جوانان با مهارت و انعطاف پذیری کمتر بسیار سخت خواهد بود و حتی بسیاری از جوانانی که به کارهای موقت و با درآمد نازل اشتغال دارند نیز نگران تداوم فعالیت خود خواهند بود.

به این ترتیب راستاهای زندگی خانوادگی، شغلی، مهاجرتی و تحصیلی جوانان تاثیرات عمیقی را از این بحران خواهند پذیرفت. باید انتظار تاخیر در ورود به بازار کار و یا بیکار شدن بیشتر جوانان، اکراه بعضی از آن ها برای ازدواج و یا تاخیر آن، تردید بیشتر در دنبال کردن راستا دانشگاهی برای تحرک اجتماعی، میل بیشتر به مهاجرت به خارج از کشور هر چند با ریسک و شرایط سختتر، طولانی تر کردن سال های اقامت با اعضای خانواده و تاخیر در استقلال و جدایی گزینی مکانی آن ها را داشت. بدیهی است این آثار در چرخه زمانی مشخص و با ابزارهای پهنانگر قابل مطالعه و آنالیز خواهند بود.

در سطحی دیگر اما بعضی از آثار این بحران با مرتفع شدن آن و یا کاهش یافتن جدی آن قابل برگشت است. حضور مجدد در کلاس درس مدارس و دانشگاه، حضور بیشتر در حوزه عمومی، رفتارهای مصرفی، فعالیت های ورزشی و تفریحات درون شهری، سفرهای داخلی، دید و بازدیدها و معاشرت پذیری ها (با خانواده و یا بدون آن)، از جمله این رفتارها است. البته روشن است که در دوام و یا ناپایداری نیز همچنان شرایط ساختاری و فرصت ها و نابرابری ها مشخص کننده هستند. بازگشت به شرایط پیش از کرونا آشکارا برای جوانان محروم تر و کمتر برخوردار ازسرمایه ها سختتر است. در غیاب سرمایه ها و حمایت های شبکه ای و خانوادگی این گروه هزینه های بیشتری را در ایجاد فرصت های زندگی برای خویش و فاصله دریافت از محرومیت و کنار گذاری تجربه خواهند کرد.

منبع: ایرنا
انتشار: 17 مهر 1399 بروزرسانی: 17 مهر 1399 گردآورنده: picosho.ir شناسه مطلب: 1199

به "خبرنگاران کرونا و جوانان؛ توقفی در سبک زندگی مصرفی و تداوم شهروندی دیجیتال" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خبرنگاران کرونا و جوانان؛ توقفی در سبک زندگی مصرفی و تداوم شهروندی دیجیتال"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید